از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Wednesday, November 02, 2005
امروز چندبار آنلاين مي‌شوي اما نمي‌تواني درست و حسابي و با دل‌خوش وبگرديت را بكني.
سرعت عين لاك‌پشت. هيچ صفحه‌اي را باز نمي‌كرد، طوري كه مي‌خواستي دانه دانه موهايت را با موچين بكني!
عجب. اينجا احتمالاً وجدان كاري براي خيلي‌ها معناي خاصي ندارد و اگر ازشان بپرسي شايد جوايشان اين باشد: "حالا اي (اين) وجدان كاري كه مي‌گويي يعني چه؟!" (به سبك شيرفرهاد).
ديگر حوصله‌ي اعتراض را هم ندارم. وقتي در اين دنيايي كه هر دقيقه‌اش تعيين‌كننده است كارت را حواله مي‌كنند به يك ساعت ديگر،
مي‌خواهي زنگ بزني چه بگويي؟
احتمالاً نتيجه‌اش چيزي شبيه به تجربه‌ي قبليم مي‌شد:
"خانوم اصلاً بريد از يه جاي ديگه اكونت بگيريد!!!"
"مطمين باشيد كه همين كار رو مي‌كنم."
ولي خداييش "اي وجدان كاري كه مي‌گي يعني چه؟!"