سرما خوردهام به شدت. من هم وقت گير آوردهام ها.
حس ميكنم از زير يك تريلي 18چرخه بيرون آمدهام، انقدر كه بدنم كوفته است. فيالواقع لِهِ له هستم. تمام سيستم داخلي بدن، معده و روده و هرچيزي كه در آن نواحي قرار دارد، گرفتهاست مثل چي! دندههايم را كه ديگر نگوييد، داغان!!! فشار پايين و حالت تهوع (گلاب به رويتان البته) هم كه جاي خود دارد.
اگر هم خدا بخواهد 4شنبه عازم سفر هستيم (گوش شيطان كر!). اميدوارم فقط حالم بدتر از اين نشود و روي دست دوستان نمانم.
از لحاظ روحي هم تقريباً در شرايط خوبي به سر نميبرم.
اينجاست كه شاعر عزيز ميفرمايد كه:
"نميدانم چيچي آيد و
زن زايد و
مهمان عزيز آيد."
يا چيزي شبيه اينها.