ترسناكترين نوع انسانها، انسانهاي نوكيسه هستند. برايم به يقين تبديل شده، كه از انسانهاي تازه به دوران رسيده و نوكيسه بايد ترسيد. بايد نهايت سعي را كرد تا با آنها روبرو نشد و يا اگر به خاطر يك سري مسائل نميشود رابطه را قطع كرد، آن را به حداقل ممكن رساند.
حالا من هي بگويم اصالت. هي بگويم ذات انسانها مهم است؛ اصالت هر فردي مهم است؛ كسي كه اصيل باشد و چشمش ديده باشد و چشم و دل سير باشد، چنين حركاتي نميكند. و هي عدهاي بگويند گذشت آن زمانها. اين حرفها ديگر قديمي شده. كجايش قديمي شده؟ چرا همه چيز فراموش شده؟ چرا اگر كسي انسان باشد و انسانيت بكند ميگويند "متاسفانه انسانيت كرد."؟ بهخدا نميفهمم چرا اينطور شدهايم. نميفهمم چرا ضد ارزشها همه به نوعي ارزش شدهاند. چه بر سرمان آمده؟
آنهايي كه تمام وجودشان پارادوكس محض است. ادعا ميكنند كه تحصيلكردهاند و خودشان را خيلي سطح بالا فرض ميكنند، اما ذرهاي از اين ادعاها را در رفتار و حركاتشان نميبيني. باور كنيد خيلي از عقايدم زير سوال رفتهاند. اينكه واقعاً آيا تحصيل شعور ميآورد يا نميآورد. اگر ميآورد اين حركات چيست و از كجا ناشي ميشود؟ پس قبلاً چه (كه؟!) بودهاي كه الان با وجود تحصيل اين شدهاي! اگر نميآورد پس چرا ادعا ميكني كه كسي هستي؟
ببين تو اگر ذاتت خوب و اعلا باشد، انسان درستي هستي. حالا چه پرفسور باشي، چه بيسواد و امي، چه دكتر، چه سيكل، چه مهندس، چه نمكي چه هر شغل ديگري. اگر انسان سالمي باشي، هم پرفسور درستي هستي، هم وكيل درستي و هم چوپان درستي.
اگر ذاتت ناخالصي داشته باشد، اگر كمبود شخصيتي داشته باشي، نه دكتر درستي هستي، نه مهندس درستي و نه قصاب درستي. هرچقدر ميزان تحصيلاتت را بالا ببري، ذاتت همان است و عوض نميشوي. فقط و فقط عنوان جديدي پيدا ميكني. "تو" همان باقي ميماني كه بودهاي. هرچقدر هم كه بخواهي اداي انسانهاي همهچيز ديده را در بياوري، بالاخره يك جايي بند را آب ميدهي و يك جايي ماهيت واقعيات آشكار ميشود.
متاسفم كه آنقدر زمانهي گندي شده است كه پول و ميزان تحصيلات ملاكهاي طبقهبندي انسانها شدهاند. اين چيزها شدهاند مايهي عرض اندام آنهايي كه هيچ چيزي از خود ندارند؛ و اگر پول و مدرك تحصيليشان را ازشان بگيري هيچ چيزي براي عرضه ندارند و نميشود رويشان حساب باز كرد. شدهاند وسيلهاي براي پوشاندن نقيصههاي شخصيتي.
(بايد توضيح بدهم كه منظورم اين نيست كه تحصيل كردن بد است؛ و يا پول داشتن بد است؟)
انساني باش كه اگر پول و مدرك تحصيليات را ازت گرفتند همچنان چيزي در چنته داشته باشي ومردم به عنوان يك انسان رويت حساب كنند.
شايد هم تقصير خودمان است كه به عدهاي، نه به خاطر خود وجودشان، بلكه صرفاً به واسطهي مدرك تحصيلي و پولشان ميدان دادهايم.
---
به قول دوست عزيز: "صبر ميكنيم."