از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Monday, June 05, 2006
ايميلي كه فاميلي آدم باشد
امشب مدام وجدانم به من گفت "بيا و برو برايشان ميل بزن كه بدانند هي به آدرس اشتباهي ميل‌هايشان را مي‌فرستند."
-
يك دستيار پروفسور از يك دانشگاه معتبر خارجي برايان صدايم مي‌زند و از دست سوسك‌هاي لابراتوار شاكي است.
-
آن‌يكي سه‌شنبه 29 مي، ساعت 3:30 دعوتم كرده بوده و منتظرم بوده.
-
براي چند نفري دكتر هستم و راهنمايي براي شركت در كنكور ارشد مي‌خواهند (آخ اگر يكي بيايد در همين زمينه خودم را راهنمايي كند مچكر مي‌شوم!)، و يا مدارك و يوزرنيم و پسوردهايي برايم مي‌فرستند كه فكم از شدت كش آمدن پاره مي‌شود.
-
براي يكي آلاله هستم و براي آن‌يكي داوود!
-
يكي كه شيك پريوش صدايم مي‌زند و ديگري حاجي!
-
حالا باز اين‌‌هايي كه فارسي هستند خوب است. 2تا ميل هستند به ايتاليايي و روسي و من بدجور دوست دارم بدانم جريانش چيست (فضول نيستم. كنجكاوم!!) اما سوادش را ندارم.
-
قشنگ‌ترينشان اين وسط ميلي است كه هم اسمم را مي‌دانسته و هم فاميلم را؛ و دقيقاً تنها ايميلي است كه درست رسيده است. اما خب به جاي ميس فلاني، نوشته است مستر! نمرديم و مستر هم شديم.
-
راستي گوربان يعني قربان؟
گوربان هم بودم.