از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Wednesday, June 21, 2006
ببخشيد يك سوالي هست كه مدت‌هاست فكرم را مشغول كرده:

قشر ناناز متلك‌انداز آيا اصلاً ميانه‌اي با آينه دارند؟!
آيا هيچ نگاه به ريخت و قيافه‌ي خودشان انداخته‌اند؟!
يا اصلاً آينه در بند و بساطشان پيدا نمي‌شود؟
اعتماد به نفسشان سر به فلك زده؟
اعتماد به نفس كاذب؟
بيمار هستند؟
دردشان چيست؟
احساس بانمكي مي‌كنند؟
يا حس زيبايي‌شناسي‌شان فلج شده و از كار افتاده؟
تهوع‌آورند همه‌شان.
*
نظر من: زشت همان‌قدر كم است كه زيباي واقعي. همه اكثراً در يك رده هستند (هستيم). يك قيافه‌ي معمولي و خوب دارند (داريم). به خاطر همين واقعاً دليل اين‌كه يكي بيايد دماغ من را مسخره كند يا هرهر به قيافه‌ي من بخندد را نمي‌فهمم. به نظرم يك نفر بايد آن‌قدر همه چيزش سر جايش باشد، آن‌قدر كارش درست باشد و آن‌قدر قيافه‌ي خوبي داشته باشد و به خودش مطمئن باشد كه بيايد يكي را مسخره كند. كه البته چنين كسي معمولاً آن‌قدر آدم‌حسابي هست كه چنين كاري نكند.
متلك زياد شنيده‌ايم، هميشه هم فاقد اهميت بوده‌اند برايم، اما نمي‌دانم چرا اين‌دفعه حرصم به معناي واقعي درآمده! آينه خوب چيزي است برادر من!
1 Comments:
Anonymous Anonymous said...
:********************************************************************************************************

ali bood