از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Saturday, June 24, 2006
_فنوني چند از چتربازي، براي چتربازان جوان، نوجوان، خردسال، و حتي شما دوست عزيز كه ممكن است بالقوه چترباز باشي، اما متاسفانه استعدادت تا همين الان موقعيت بالفعل شدن را نداشته بوده (؟!) است (چي گفت؟):

يك چترباز حرفه‌اي بايد آن‌قدر جسارت و شهامت (مودبانه‌ي پررو بودن را) داشته باشد كه حتي اگر ميزبان قري قميشي چيزي آمد ميدان را خالي نكند. اگر مي‌بينيد چنين خصوصيتي را نداريد از همين حالا و تا دير نشده ببوسيد و بگذاريدش كنار. غصه نخوريد عزيزان، ان‌شاءالله در جاي ديگري موفق خواهيد شد. چتربازي نشد، رشته‌اي ديگر. اين‌جا نشد، جايي ديگر.
فقط چيزي كه هست اين است كه شما بايد به كارتان ايمان داشته باشيد. هي با خودتان تكرار كنيد: "من مي‌خواهم (فور اگزمپل) خانه‌ي دوستم خودم را پهن كنم، و مي‌توانم". البته تجربه نشان داده است كه تكرار "من دلم قلي (اسم دوستتان) رو مي‌خواد/ من دلم قلي رو مي‌خواد/ قلي منو نمي‌خواد/ قلي منو نمي‌خواد" به طور مستمر هم جواب مي‌دهد.

اين باعث مي‌شود انگيزه‌تان قوي شود، و ديگر به هيچ صراطي مستقيم نشويد.
بايد خاطرنشان كنم كه (!) همان‌طور كه تكنيك‌هايي براي فرود آمدن در منزل دوستان و آشنايان وجود دارد، از آن‌طرف هم پاتك‌هايي براي ميزبانان وجود دارد كه حتي ممكن است بسيار قوي‌تر و موثرتر از فنون چتربازي باشد؛ كه اين‌جا ديگر چتر (حتي با جنس خوب و خارجي) ديگر جواب نمي‌دهد و بايد از پاراگلايدر استفاده كنيد. كه در صورت تمايل، شما عزيزان مي‌توانيد به صورت تحصصي‌تر و تكنيكي‌تر اين فنون را در كلاس‌هاي پاراگلايدر بياموزيد.

*نكته‌ي مهم: اين قر و قميش ميزبان همانند زلزله ريشتر دارد. هم مي‌تواند در سطح "آره خوشحال مي‌شم ببينمت عزيزم. حالا با هم هماهنگ مي‌كنيم و قرار ميذاريم" باشد و هم ممكن است در سطحي باشد كه زير لوله‌ي بخاري و تمام پاشنه‌ آشيل‌هاي منزل (چون در اين شكل ميزبان تمام در و پنجره‌ها را مي‌بندد و شما بايد سعي كنيد از شومينه وارد شويد) با يك تشت (طشت؟!) آب‌جوش مواجه شويد. كه البته يك چترباز دلسوز و باپشتكار هميشه يك پماد سوختگي به همراه دارد.

اميدوارم كه استفاده كرده باشيد.

پايان جلسه‌ي اول