از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Tuesday, August 01, 2006
پارسال همين موقع‌ها بود كه سري به دانشگاه زدم. شايد هم همين موقع‌ها نبود و توي تير بود. نمي‌دانم. يادم هست كه براي نمرات ترم آخرم يكي دو بار آن اوايل رفتم و چون نمره‌اي يافت نشد، ديگر نرفتم و دوستان زحمت نمرات را كشيدند.
دل و دماغي براي كارهاي فارغ‌التحصيلي نبود. 2 بار رفتم تا مدرك پيش‌دانشگاهي‌ام را بدهم و چكم را پس بگيرم. از اين دو بار، يك بار گفتند بايد آخر ماه بيايي تا چكت را پس بدهيم؛ و يك‌بار گفتند چرا آخر ماه آمده‌اي برو بعداً بيا (صدا، صداي يك دانشجوي دانشگاه آزاد است). بوفه‌ي دانشگاه را هم با يك تيغه به "خانوم‌ها" و "آقايان" تقسيم كرده بودند.
نرفتم تا امسال و همين چند وقت پيش. اول روي ديوار خواندم كه جناب دكتر گذشتي رئيس دانشگاه (يا دانشكده؟ يادم نمي‌آيد) شده‌اند و كلي خوشحال شدم. ساخت فارسي را با ايشان داشتيم و كلاس خوبي بود.
دانشكده‌ي ما يك جايي داشت مثل اطلاعات و اين‌ها و چند نفري تويش مي‌نشستند (تا پارسال دم در ورودي انتظامات نداشتيم) اسمش هم "حفاظت فيزيكي دانشكده" بود! كه من هم‌چنان مانده‌ام محيطي كه فرهنگي است و دانشجو (زن و بچه‌ي مردم!!!) در آن رفت و آمد مي‌كند چرا بايد چنين جايي داشته باشد. آن هم دانشگاهي كه اصلاً خبري از سياست و اين‌ها درش نبود و بچه‌هايش بالكل در فاز سياست نبودند -هرچند كه هيچ وقت احتياجي به حفاظت فيزيكي نشد و بيشتر جواب دانشجوهايي كه مي‌پرسيدند فلان استاد آمده يا نه را مي‌دادند. امسال هم اتاقكي ساخته بودند دم در ورودي براي انتظامات. بگذريم.
بعد از اين‌كه پرسيدم اول بايد كجا بروم و چه كار بكنم، راهي بايگاني شديم. و خانوم فرمودند چون فارغ‌التحصيل هستي مدرك پيش‌دانشگاهي‌ات را ما ديگر لازم نداريم (و ور دل خودت بماند) و برو وقتي پرونده تشكيل دادي بيا. آرزو به دلم ماند كه توي اين دانشگاهِ... استغفرالله... يك كار درست انجام بشود.
عكس جديد هم ندارم. آخرين عكسي كه دارم برمي‌گردد به دوران پارينه سنگي (سوم دبيرستان يا پيش‌دانشگاهي)! اداره‌ي پست هم نرفته‌ام.
خدايا كمي همّت عنايت بفرما.

9 Comments:
Anonymous Anonymous said...
salam
balakhareh ghesmat shod ke khedmat beresim :D
dastane ! jalebi bod,ba inke tajrobeh daneshgah haye iran ro nadaram ama enghadr khob tosifeshon kardi ke hesabe kar dastam omad !

in doaye akhar ham elahi amiiiin
yekami ham be ma enayat befarmayand mamnon mishim

Anonymous Anonymous said...
ببینم این آقا امین کیه که نازلی اینجوری صداش می کنه؟:دی
بیست و دو جونم من عکس می خوام ازت:دی
زود باش جیگر:دی
این پستت رو هنوز نخوندم
می خوندم میام دوباره نظر می دم:پی

Anonymous Anonymous said...
آخی چه حالی دانشگاه:دی
من عکس می خوااااااااااااااااااام

کی خوابش میاد؟:دی

Blogger . said...
نازلي جان، من خودم به شخصه با سيستم دانشگاه‌هاي اين‌جا مشكل دارم. خيلي‌ها هم ندارند. اما به نظر من خيلي اعصاب‌داغون‌كن‌ه. خيلي خوبه كه تجربه‌اش رو نداري :)

Blogger . said...
مونا جان، شما هم امسال ان‌شالله با سيستم‌هاي دانشگاه‌هاي اين‌جا آشنا مي‌شي دخترم :>

عكس از چي راستي؟ :-"

Anonymous Anonymous said...
بیست و سه :دی جان
نوبت تو هم میشه عکس من رو ببینی دیگه(چشمک غلیظ) باش تا برات بفرستم

Anonymous Anonymous said...
خدا نکشتت
یادم باشه نیام خونت:))
جریان منو نازلیه
یه دونه به این دختر تعارف نزدم که چیزی بخوره:))
چه اتفاقی افتاد؟؟؟؟؟
عکس هم زود بده:دی
ایمیلت هم
واقعاً فکر می کنی جای تبریک داره؟
مشاور خوب سراغ داری؟
وای من چقدر کارت دارم
درمورد اون دختر بچه که می ترسید
22 کارتدارم بدو بیا:دی

Anonymous Anonymous said...
salam 22 jon
khobi?

migamaaaa,jalebeh ke comment doni hat ro basti ! hala taklif bazi ha mesle man (va albateh mona :D ) commenteshon miad chie?
albateh man fozoli nemikonam,hatman dalili dari baraye khodet
be har hal man ke ageh commentam biad majboram biam payiiiiin ta ye comment doni peyda konam :D mashala roo ke nist sange paye ghazvine digeh :P

migam in mona che giri dadeh be aks :D mona jan namayeshgah akasi zadi azizam? ageh aks khasti begoo ha,man ziad daram (khandeye zamin kob !)

bebakhsh shologh kardam :D
felan azizam

Anonymous Anonymous said...
migam in comment donit che bahale :D az adam teste hosh migireh :)) man alan kolli fekr kardam ta tonestam on kalameh ro vared konam :))

man beram teste badi :D