از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Thursday, August 10, 2006
يك فلاپي داشتم (دارم) كه فايل‌هايي رويش ذخيره كرده بودم كه به دلايلي دوست نداشتم (ندارم) كسي پيدايشان كند. جايي هم گذاشتمش كه در دست‌رس نيست. اما از براي (!) محكم‌كاري، يك كله‌ي اسكت رويش كشيده‌ام و نوشته‌ام:
*مهم، تحقيق!!!
خطر مرگ!!! Danger!!!
لطفاً دست نزنيد! حتي شما دوست عزيز!
-
حالا يك دفترچه برداشته‌ام براي نت برداري در مواقع ضروري و اگر پا داد نوشتن چيزي. اسمش پنگوئن است، اما من پينگو صدايش مي‌كنم. از اين دفترچه‌هاي سيمي دراز بي‌قواره. توي يك همايشي بهمان كادو (!) دادند.
متن صفحه‌ي اولش را بعداً مي‌نويسم تا شايد درسي باشد از براي همگان!