امروز نزديكهاي ظهر داشتم از جلوي تلويزيون رد ميشدم، خانوم يا آقايي كه شما باشيد (!) يك لحظه چشمم افتاد به صفحهي تلويزيون و برنامهي تصوير زندگي. كه اين نگاه حداكثر 1 ثانيه طول كشيد و من به راه خودم ادامه دادم، در حاليكه پيش خودم فكر ميكردم من اين آقا رو كجا ديدم؟ يا اين آقا من رو كجا ديده P:
چند قدمي كه رفتم يك دفعه يك سري تصاوير اومد جلوي چشمم و يك سري خاطرات برام زنده شد و اين شد كه من به صورت دنده عقب برگشتم.
-
بــــــــــــــله، خودشون بودند. آقاي خاتمي، كه معارف 2 رو باهاشون داشتم و دست بر قضا و در كمال ناپرهيزي (شكستهنفسي!) 20 هم شده بودم. اگه ديده باشيد چهرهشون رو و يا اگه بعداً ببينيد، متوجه ميشيد كه هميشه يك لبخندي به لب دارند. و اگه سر كلاسهاشون نشسته باشيد احياناً ميدونيد كه معمولاً طولاني نگاه ميكنند. من يك خصلت خيلي بدي دارم و اون هم اينه كه اگه خندهام بگيره به هيچ وجهِ به هيچ وجه نميتونم جمعش كنم، حتي در بدترين شرايط سر كلاس و اينها. و هميشه هم برام زجرآور بوده. سر اون كلاس هم با يكي از دوستهاي شوخم بودم و دو تا ديگه از بچهها هم كه با ما كلاس نداشتند ميومدند پيش ما براي صحبت كردن! O: (ببخشيد چون محفل بيرياست دارم يك نمونه از شاهكارهام رو تعريف ميكنم ها. جسارت نشه!) بله ميگفتم.
يك روز يكي از دوستان داشتند لاك ميزدند سر كلاس و در مدح و ثناي نامزد گراميشون سخنها ميگفتند، كه يك دفعه لاك برگشت و ريخت روي كيف و بعدشم كفشش. من رو فقط ميتونيد به اين شكل =)) (بله دقيقاً همين شكل) مجسم كنيد كه اشك از چشمهام ميومد و شونههايي كه داشتند بندري ميزدند براي خودشون. و دستمالي كه هي تا زير چشمم ميگرفتم روي صورتم تا خندهام معلوم نشه.
-
_استاد: :)
_من: =))
_استاد: :)
_من: :)) (خدايا اين اعصاب خندهي من رو قطع كن:(()
_استاد: :)
-
و خب خداييش خيلي آقايي كردن كه بعد از يك ربع كه من داشتم همينجوري نگاهشون ميكردم و اشكهام رو پاك ميكردم، با خنده گفتند اون عقب چه خبره و...
-
واقعاً يادش به خير. قسمت بدتر ماجرا ميدونيد كجاست؟ اينجاست كه از اون روز به بعد با يادآوري خاطرهي اون روز چنين بساطي داشتيم و من هر دفعه از شرمندگي 2 كيلو كم ميكردم(!):
-
_من: l:
_استاد: :)
_من: :)
_استاد: :)
_من: :))
_استاد: :)
من: =))
-
و بدين ترتيب بود كه من نصف كلاس رو مدادي خودكاري چيزي پرت ميكردم زير ميز و به اون بهانه ميرفتم اون زير! اميدوارم خدا چنين شرايطي رو نصيب گرگ بيابون هم نكنه كه خيلي مرگباره :(