-چيزي از روي ميز ميافتد. زير ميز به پاي من ميخورد و من پايم را با يك حركت تميز ژانگولري طوري به پايهي ميز ميچسبانم كه آن چيز، بين پايهي ميز و مچ پاي من قرار بگيرد. از دوست ميپرسم: "چي بود؟ ظرف سالاد نباشه؟! اگه ظرف سالاده ولش كنم سسي نشم!"
دوست: "نه گوشيمه."
--
در اين لحظه گوشي بنده به صدا درآمد و با مصيبت گوشي را پيدا ميكنم و ميبينم نوشته "دوست كالينگ!"
گوشي پايين. دوست كالينگ. جريان از چه قرار است؟
--
نكتهي كنكوري موضوع اينجاست كه اصلاً شمارهي بنده در ليست شمارههاي گرفتهشدهي گوشي دوست نبود. آن وقت توقع داريد نگوييم جلالخالق؟ من فكر ميكنم گوشيش اينطور ميخواست از من به خاطر اينكه نگذاشتم ضربهمغزي بشود تشكر كند؛ بله همين است، به خاطر همين دم تكان داد.
--