آقا ديدهايد (نه، فقط تو ديدي!) وقتي آدم دلش گرفته و به شدت دوست دارد گريه بكند و تمام مقدمات آبغورهگيري را هم فراهمآورده، يك دفعه تلفن زنگ ميزند و مهمان عزيز ميخواهد بيايد چقدر آدم احساس مورچه گازگرفتگي حاد ميكند؟
پيش آمده برايتان؟ موهاي خودتان را كندهايد؟ زمين را گاز گرفتهايد؟ يا چه؟ گريهتان را كردهاين و با دماغي به هيبت گوجهفرنگي به استقبال مهمانها رفتهايد؟
انشالله براي هيشكسي(!) حتي دشمن هم پيش نيايد؛ شما كه جاي خود داريد.
-
من از همان اول هم نميفهميدم كه زنگها براي چه به صدا در ميآيند.
يكدفعه فكر نكنيد مهماننواز نيستم و نانكور تشريفدارم، اما به جان عزيز خودتان به هيچ وجه اهصاب مهصابش نبود!