آدمها دو دستهاند:
-
1-آنهايي كه هيچ وقت دريغ نميكنند. اما هر كاري ميكنند دندشان نرم وضيفهشان است و بايد انجام بدهند. در قبال همه وظيفه دارند و توقع همه از آنها بالاست. اگر روزي بنا به دليلي لطفشان كمرنگ شده باشد، بقيه خشمگين ميشوند. از اين گروه توقع ميرود كه زندگيشان را بفروشند و به حراج بگذارند تا گندهاي افراد بلندپرواز و پرتوقع را ماله بكشند. و قريب به اتفاقِ آنها، "متشكرم" از زبان كسي نميشنوند. در فرهنگ فارسي به چنين افرادي ميگويند دستشان نمك ندارد. جاي ديگري آمده است كه دستي كه نمك ندارد را با ساطور بزن قطع كن. نور به قبرت ببارد اي كسي كه اين دُر و گهر از دهنت بيرون آمده.
-
2-آدمهايي كه اصولاً خودشان را خيلي دوست دارند و ديگران برايشان مهم نيستند. خيرشان به بني بشري نميرسد و ترجيح ميدهند كاري براي كسي انجام ندهند. اگر خداي نكرده كاري براي كسي انجام دهند، آنقدر قيافه ميگيرند، براي طرف فيگور ميآيند و آن كاري كه كردهاند را جلوي خودي و غريبه توي سر طرف ميكوبند كه طرف هميشهي خدا جلوي آنها با گردن كج ظاهر ميشود. اين دسته معمولاً "متشكرم"، "خيلي لطف كرديد"، "آقايي كرديد"، "خدا از خانومي كمتون نكنه"، "اين علي آقا از مردان نيك روزگاره"، "سايهتون مستدام"، "ما كه هرچي داريم از شما داريم" و مانند اينها زياد ميشنوند. دست اينجور افراد، كاري نكرده و اتوماتيكوار بانمك كه هيچ، شور است.
-
--
-
آنچه شيران را كند روبَهمزاج
احتياج است احتياج است احتياج
-