پاييز و زمستان است و شبهاي بلندش؛
سردي هوا و قرمزي چشمها و دستهايش؛
ها ها كردنها و بخارهايي كه از دهان بيرون ميآيند؛
كز كردنها و تب كردنهايش؛
تبهاي مطلوب و مطلوب و مطلوبش...
هيچ فصل ديگري را سراغ داريد كه اينها را يكجا با هم داشته باشد؟
تب دارم؛
خوشحالم.