بامداد 5شنبه، 30 آذر است. ميرويم كه پاييز را تمام كنيم و زمستان را شروع.
شب يلدا در راه است. بهترينها را برايتان آرزو ميكنم. اميدوارم شبي آرام و پر از محبت در پيش داشته باشيد. كلي هم پوستههاي خشن و زبرتان بريزد و نازك و لطيف بشويد (مخاطب اولِ اينها خودم هستم).
آقا سوزن من گير كرده روي عصار.
صنما! تو همچو شيري/ من اسير تو چو آهو/ به جهان كه ديد صيدي/ كه بترسد از رهايي... اينطوريهاست. روز و شب خوشي داشته باشيد. اگر فرصت شد سنجدوار برميگردم. اگر هم فرصت نشد، بعداً سنجدوار برميگردم.
يلدا، مبارك!
shabe yalda ro migam
shabe yaldaye to ham mobarak:*
valla chi begam maman joon :-s (:D) dast o delam be nesvhtan nemire :-& !