از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Sunday, December 17, 2006
شنبه فرصتي دست داد تا خانوم دكتر احمدنياي نازنين را از نزديك ملاقات كنم. آن‌قدر توي همان يك ساعت و ربع، انرژي گرفتم كه تا الان هم دارمش. خيلي صميمي و مهربان هستند. خيلي‌ها روي هم‌فكري و مشورت با ايشان حساب مي‌كنند؛ اين را از آن‌جايي فهميدم كه در عرض آن مدت، با احتساب دختر خانوم‌هايي كه قبل و بعد از من آمدند، مي‌شديم 4 نفر كه وقتشان را گرفتيم.

بسيار بسيار خوشحالم :)
9 Comments:
Anonymous Anonymous said...
چقدر خوب كه انرژي مثبت گرفتي و به ما منتقل كردي

Anonymous Anonymous said...
به قول وب نوشته چقدر خوبه كه انرژي مثبت گرفتي
خوش به حالت

Anonymous Anonymous said...
ahan:D
manam enerzhi midama:))
yani bishtar migiram:D
bia gharar bezarim bede bestoon konim:D
***
bastani?:D
manam mikham:))
yakhi lotfanB-)

Anonymous Anonymous said...
اون تيكه گفتي اينم حركت بود ما انجام داديم نه واقعاً رومون شد كلي خنديدم:دي
من بايد هواسم باشه وقتي وب ميدم وبلاگت رو نخونم:))

Blogger Veron said...
besiar besiar khoshhali ke vaghteshoono gerefti?:D

Anonymous Anonymous said...
از اين که به ديدنم اومدين و از آشنايي ي بيشتر با شما بسيار خوشحال شدم . سلام و بهترين آرزوها

Anonymous Anonymous said...
چقدر تند تند آپ ديت مي كني... من جا موندم!
در ضمن يه خرده ديروز مثل تو بودم. از يه خانم مشاور كلي انرژي گرفتم.

Anonymous Anonymous said...
من ندیدم شون ولی مطمئنم همینجوریه که شما می گین

Anonymous Anonymous said...
man be nobeye khodam az "behtarin arezuha"ye khanoom dr tashakor mikonam.shoma chi?:D
dar zemn merci ke maro ghal gozashti o tanhayi rafti!;)