باز نميدانم اين همسايهمان چه گلي كاشته كه سوسكهايش (يك سوسك البته) را صادر كرده به حمام ما. چندش. البته اين دفعه فكر نميكنم سمپاشي كرده باشند، چون بو نميآيد. حالا يا سمشان بو ندارد؛ يا سوسكها (يك سوسك البته) آمدهاند ييلاق قشلاق. چندش. در حمام را باز كردم، قشنگ با سوسكجان چشم تو چشم شديم. چه چشمهاي نازي هم داست، به چشم خواهري... قبلاًها اگر همديگر را ميدييدم، او حداكثر كاري كه ميكرد اين بود كه به طي طريقش ادامه ندهد و اين من بودم كه با فرياد جگرسوزانه ميدويدم. اما اينبار همچين با "واااااااي"ِ من در رفت كه... چندش. چيز شد بعدش. احساس گردنكلفتي كرديم شديد (گفته بودم كه من دو نفر هستم). نمرديم و سوسكها (يك سوسك البته) هم از ما ترسيدند.
قليان را بياوريد!
--
نويسنده توي جو گردنكلفتي است. بگذاريد خوش باشد.
--
ببخشيد راوي جان، چند لحظه: يك سوسك البته (چندش)..
بیست و دو دیگه کم کم داری یه پا (البته دو پا !) نویسنده میشی ها
خیلی باحال تعریف میکنی
آدم کم میاره بخدا که چی بگه
قلیون نکش دست نگهدار
صبر کن ما هم بیایم پهلوون
(من البته فقط تشویق میکنم چون اصلا تو کار دود و دم نیستم :دی جون خودمون اینا ! من هم چند نفرم )
من باز هم کامنتم میاد هاااااا اما باید برم بخوابم
نگو که به یکی (بخون رونیکا !) قول دادم ساعت 12 بخوابم و الان ساعت 1 ناقابل است
من فردا اگه تونستم از زیر درس فرار کنم میام باز اینجا کامنت بازی :))
راستی هنوز دنبال مدل مو هستم بدجور! خدا بگم تو را خیر دهد که من رو به فکر این قرتی بازیا انداختی :))
توی وبلاگم یه عکس که با کلی زحمت پیدا کردم رو گذاشتم
ببین نظر بده که من برم موهام رو بزنم (البته ملایم نه با خشونت :دی زدن رو عرض میکنم (
روده درازی بس است
فعلا
بوووس
Nazare lotfete :x