اينجاست كه شاعر عزيز يا عزيزه (!) ميفرمايد:
عزيز بابا، دوست داري يكي ديگه تكليفهات رو انجام بده؟!
آره بابايي؟
دوست داري بابا جان؟
دوست داري عسل بابا؟!
آره دوست داري. خيلي هم داري.
دوست داري.
والله دوست داري!
دوست دارييي...
ولي دور من رو خواهشاً خط بكش.
قلبم ضعيفه. مگه چقدر طاقت دارم آخه.
--
آبقند لطفاً!