از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Saturday, January 27, 2007
من چرا عین آدمهایی که به خودشون شک دارند, هی برمیگردم اطرافم رو نگاه میکنم که مبادا کسی حواسش باشه من دارم وبلاگ مینویسم؟ :))
مجدداً احساس بدی بهم دست داد.

راستی چرا توی پست پایینی نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی کردم؟ :)) کافی نت نیستم, سایت یکی از دانشگاههای دولتی هستم. نمردیم و توی سایت یک دانشگاه دولتی وبلاگ آپدیت کردیم تا ناکام از دنیا نریم B-) خدا رو صد هزار مرتبه شکر!

احساس عرب بودن هم بهم دست داد. نه میشه نوشت چیز و نه میشه نوشت چیز. جله تا حالا خوردین؟ :)) همون دسره که میلرزه. از همونها نداره. ... هم نداره, نمیدونم. اگه این "پ" رو نمیتونید ببینید منظورم ... بوده. همونی که اول برتقاله!
~X(
2 Comments:
Anonymous Anonymous said...
khoobe hala faghat ehsas mikoni ke ye nafar ke nabayad inja ro bekhoone mikhonoe:D
hala man chi begam:((
be hich vajh doost nadashtam aghvam adrese webam ro dashte bashan
heeeey roozegar
mishine tak take nazaramo mikhoone :D
kam kam be fekre sakhtane webe jadid oftadam:D
tavajoh karde bashi active nistam ( pas dalile active naboodanam hamine na emtahan;) khoda ra shokr 2 hafte pis tamoom shodan )

Anonymous Anonymous said...
به این میگن سندرم مالیخولیای اینترنتی D:
راستی! پادراز داره برمیگرده... (;