از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Tuesday, February 13, 2007
بيا با هم بناليم، رفيق
مشغول كارم بودم.
ديدم زمين خوني شده، چكه چكه. درحالي‌كه به خودم مي‌گفتم "اين دفعه ديگه زدم كجا رو زخم كردم" گشتم ببينم كجاي بدنم احساس درد يا سوزش مي‌كنم. گشتم تا پيدايش كردم (باور كنيد كه گشتم). شست دست راستم از وسط پاره شده بود و من متوجه نشده بودم. همان شستي كه توي عكس پايين سالم ملاحظه‌اش مي‌كنيد. عميق هم بود. فقط به اين فكر مي‌كردم كه اصلاً با چي؟ تا اينكه كاشف به عمل آمد به زائده‌ي كنار شير آب گير كرده.

من گيجم؟

Labels: