خطاب به دوستي جان:
ميخواستم الان كامپيوتر رو خاموش كنم و عين فشنگ بپرم برم لالا. يه دفعه حس كردم انگار قرار بود يه كار ديگه انجام بدم. هيرت هيرت... اگه فردا ديدي از من خبري نيست بدون مثل منصور خان آلزايمرم عود كرده. احتمالا اگه زنگ بزني ميگم: اي وو، چه خانوم باشخصيتي...
حالا با مو ازدواج ميكنيدنده؟ ;)