-آره ميدوني اومد چي گفت بهم؟ گفت من بلد نيستم پرده و در و ديوار بشورم. الان ميخوام پرده بشورم‚ ميشه بهم بگي چي كار كنم؟ ميخواستم بهش بگم برو از ننهت بپرس!!! چرا از من ميپرسي؟ والله!
بعد از چند ثانيه:
-آره ديگه بهش گفتم چه كار كنه. بالاخره ما آدميم. انسانيم. بايد به هم كمك كنيم.
(22: باشه!)
Labels: ديدهها و شنيدههاي يك 22 در اتوبوس