از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Friday, October 05, 2007
محدوديت
باقالي موجود خوش‌مزه‌ايست.

اما از خوردن آن محرومم. توي خانه هم ورودش ممنوع است. بر حسب اتفاق برايمان نذري باقالي‌پلو مي‌آورند. راوي داستان هم كه بنده باشم، به علت گشنگي زياد به واسطه‌ي روزه، خون جلوي چشم‌هايش را مي‌گيرد و... البته اين شجاع بازي علت دارد. يك اين‌كه در اعترافات شب يلدايي نيما عصيان خواندم با اين‌كه فاويسم دارد باقالي مي‌خورد و هيچ اتفاقي هم برايش نمي‌افتد. ديگر اين‌كه توي عاشورا تاسوعا همراه دوستم بودم. نذري هم باقالي پلو بود. دوست موهايش را مي‌كند كه نخور اما من خوردم.

اين است كه حلال كنيد. به زودي 22ي هموليز كرده در خدمتتان است :-s

بهرام بهرام. نميرم؟