از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Saturday, March 22, 2008
دلم یه مسافرت دبش میخواد به یه جایی که حالا حالاها هیچ آشنایی رو نبینم. خیلی همه چیز بی هیجان و قابل پیشبینی و یکنواخت شده. حرفا و برخوردای خودم و بقیه رو از قبل میشه حدس زد.

کسالتمند (؟) شدیم. پراکنده شدیم. اصلاً شدیم که شدیم. کفشتون بندیه؟ آره؟ خب حلّه دیگه.