سوسك و جك و جونور از در و ديوار خونهش بالا ميرهها [همسايه رو عرض ميكنم]، بعد يه نصف روز وقت ميذاره براي شستن بالكن. برو روي ميزت رو تميز كن كه به قطر 3 سانت لكه و آشغال به خوردش رفته. والا به قرآن.
--
تازه اگه قدرت داشتم حتي اجازهي حمام رفتن هم بهت نميدادم. برو خدا رو شكر كن.
[واقعاً اين چي داره ميگه؟]