برم خط کش و گونیا و نقاله و مواد لازم برای نقشه کشیدن رو بیارم؛ ببینم چه طوری میتونم یه محل امن طراحی کنم که در تیررس نگاه خونه روبروییه که عین آینه ی دق رفته بالا نباشه {هان؟}. یه 4دیواری با حصیر و حوله و ملافه میشه ساخت از خونه ی عنکبوت هم سست تر, بعد, ظهرا نشست توش و مثلاً آفتاب گرفت و هر چی.
--
به شدت پیگیر این قضیه هستم که نشون بدم خیلی باحالم. کافه هم میرم تازه. اوه, خدای من.