از اين به بعد...
"But, of course, people often pretend to joke when they say something serious"
Monday, November 30, 2009
فکر می‌کنم تنها موردی که عمراً, یعنی هزار سال, به خاطرش سورپرایز نشم, مهمون ناخونده‌ست. حتی اگه یه آدمِ خیلی عزیز باشه که بعد از سال‌ها برگشته ایران و فکر می‌کنه اگه یهو بیاد جلوی خونه ظاهر شه خیلی خوشحال می‌شم. یا با یکی از دوستام برم بیرون, بعد یکی دیگه باهاش باشه از برای سورپرایز شدنم. اگه یه آدم معمولی بیاد مورد نداره. ولی اون‌هایی که با دیدنشون واقعاً غافلگیر میشم نه. با آدامس خرسی‌ای که که بهم بدن و بگن برای تو خریدیم ذوق میکنم, اما با این یک قلم, شرمنده.

اصلاً لعنت به سورپرایز. چطوره؟

--

پسفردا یکی میاد دم در خونه‌شون, کلی ذوق می‌کنه و می‌گه: اوه چه هیجان انگیز, چقدر من غافلگیر شدم!