دیشب تمام مدت خواب بد دیدم. هی هم وسطهاش بیدار میشدم و دوباره خوابم میبرد, با بغض. و خواب فاجعهتری میدیدم. حتی جون نداشتم که بلند شم دیگه. تا ظهر این خوابهای فاجعه ادامه داشتن.
چند ساعتی میشه که نشستم و گیر دادم به آرشیو یه وبلاگ و دارم زیر و روش میکنم. احساس خوبی بهم میده. البته پرشنبلاگش مونده؛ ایشالا اونم سر فرصت! فعلاً همین بلاگ اسپات رو بخونم.