یک ربعه (البته خیلی بیشتر از یک ربعه) نشستم لبهی صندلی که مثلاً نشون میده عجله دارم و میخوام بلند شم؛ که برم چایی دم کنم. بعد الان از توی آشپزخونه صدای چایی دم کردن اومد (صدا داره جدی). حالا کامل اومدم عقب و تکیه دادم. یه 10 دقیقه ی دیگه میرم چایی بریزم.
دربارهی زندگی انگلی